تبليغاتX
دختری به نام آلبالو×××شایدم پسر

دختری به نام آلبالو×××شایدم پسر

سند دستپاچگی صدا و سیما
حرف های تند دادکان موجب شده بود که از ساعت 12 نیمه شب نوشته ای در کنار تصویر خودنمایی کند: "تکرار قسمت آخر سریال بانو ساعت 1:15 "! این نوشته آن قدر مفهوم داشت که حتی دادکان هم با طعنه به فردوسی پور گفت: "تا پیش از اینکه ناگهان برنامه تمام بشود من حرفهایم را بزنم، یک وقت دیدی یک ساعت وقت داریم، یک ربع دیگر گفتی خداحافظی باید بکنیم، از این اتفاقات افتاده است"!

عکس زیر سند دستپاچگی مسئولین صدا و سیما را نشان میدهد که حتی وقت برای بازنگری و اصلاح دیکته متن زیرنویس نداشتند.

این در حالی است که طبق برنامه زمانبندی وب سایت صدا و سیما وقت در نظر گرفته شده برای برنامه ٩٠ سه ساعت بود که به ٢ ساعت تقلیل پیدا کرد.

 

+نوشته شده در سه شنبه 15 دی1388ساعت11:19 بعد از ظهرتوسط مجید |
داستان بي كسي

بس شنیدم داستان بی کسی

بس شنیدم قصه ی دلواپسی

قصه ی عشق از زبان هر کسی 

 گفته اند از می حکایت ها بسی

حال بشنو از من این افسانه را

داستان این دل دیوانه را

چشم هایش بویی از نیرنگ داشت 

 دل دریغا سینه ای از سنگ داشت

با دلم انگار قصد جنگ داشت 

 گویی از با من نشستن ننگ داشت

عاشقم من قصد هیچ انکار نیست 

 لیک با عاشق نشستن عار نیست

کار او آتش زدن من سوختن 

در دل شب چشم بر در دوختن

من خریدن ناز او نفروختن 

 باز آتش در دلم افروختن

سوختن در عشق را از بر شدیم 

 آتشی بودیم و خاکستر شدیم

از غم این عشق مردن باک نیست 

 خون دل هر لحظه خوردن باک نیست

آه می ترسم شبی رسوا شوم 

 بدتر از رسواییم تنها شوم

وای از این صد و آه از آن کمند

 پیش رویم خنده پشتم پوزخند

بر چنین نا مهربانی دل مبند

 دوستان گفتند و دل نشنید پند

خانه ای ویرانتر از ویرانه ام

  من حقیقت نیستم افسانه ام

گر چه سوزد پر ولی پروانه ام 

فاش می گویم که من دیوانه ام

تا به کی آخر چنین دیوانگی 

پیلگی بهتر از این پروانگی

گفتمش آرام جانی ؟ گفت : نه

 گفتمش شیرین زبانی ؟ گفت : نه

گفتمش نا مهربانی ؟ گفت :نه

 می شود یه شب بمانی ؟ گفت : نه

دل شبی دور از خیالش سر نکرد

 گفتمش افسوس او باور نکرد

خود نمی دانم خدایا چیستم !

 یک نفر با من بگوید کیستم !

بس کشیدم آه از دل بردنش 

آه اگر آهم بگیرد دامنش

با تمام بی کسی ها ساختم 

وای بر من ساده بودم باختم

دل سپردن دست او دیوانگی ست

آه غیر از من کسی دیوانه نیست

گریه کردن تا سحر کار من ست 

شاهد من چشم بیمار من ست

فکر می کردم که او یار من ست 

 نه فقط در فکر آزار من ست

نیتش از عشق تنها خواهش است 

 دوستت دارم دروغی فاحش است

یک شب آمد زیر و رویم کردو رفت

 بغض تلخی درگلویم کردو رفت

مذهب او هر چه باداباد بود

 خوش به حالش کین قدر آزاد بود

بی نیاز از مستی می شاد بود

 چشم هایش مست مادر زاد بود

یک شبه از قوم سیرم کرد و رفت

من جوان بودم پیرم کرد و رفت ... ! 

+نوشته شده در سه شنبه 15 دی1388ساعت1:58 بعد از ظهرتوسط ALBALOO |
سریال جدید نود 32

سریال جدید نود 32



ESET NOD32 & Smart Security Escalation ID
--------------------------------

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 14 دی1388ساعت10:4 بعد از ظهرتوسط ALBALOO |
زندگی نامه ویلیام شکسپیر

زندگی نامه ویلیام شکسپیر

موقعی که هجده ساله بود، دلباخته دختری بیست و پنج ساله به نام "آن هثوی" از دهکده مجاور شد. از آن زمان زندگی پر حادثه شکسپیر آغاز شد...


ویلیام شکسپیر (۱۶۱۶-۱۵۶۴) را بزرگ‌ترین نمایشنامه‌‌نویس در زبان انگلیسی دانسته‌اند.
به همان درجه که سعدی، حافظ و فردوسی مظهر تفکر و زبان و ادبیات ایرانیان هستند و گفته‌های آنان زبانزد خاص و عام است، شکسپیر هم در تمدن انگلستان مقامی بسیار ارجمند دارد که شواهد آن در تشکیل انجمن‌های مخصوص برای قرائت نمایشنامه‌های او، دسته‌های سیار یا ثابت هنر پیشگان حرفه‌ای یا تفننی به نام "گروه شکسپیر" و همچنین تصاویر و مجسمه‌های متعدد از او و بازیگران نمایشنامه‌های او، نامگذاری خیابانها، خانه‌ها و حتی میکده‌ها به نام او کاملاً مشهود و محقق است. حتی جملات و گفته‌های او به صورت کلمات قصار و ضرب المثل در گفتگوهای روزمره به گوش می‌‌رسد، بدون این که گوینده یا شنونده از منبع حقیقی آن آگاه باشد.

زندگی نامه:
در اوایل قرن شانزدهم میلادی در دهکده‌ای نزدیک شهر استرتفورد در ایالت واریک انگلستان زارعی موسوم به ریچارد شکسپیر زندگی می‌‌کرد. یکی از پسران او به نام "جان" در حدود سال ۱۵۵۱ به شهر استرتفورد آمد و در آنجا به شغل پوست فروشی پرداخت و "ماری آردن" دختر یک کشاورز ثروتمند را به همسری برگزید. ماری در ۲۶ آوریل ۱۵۶۴ پسری به دنیا آورد و نامش را "ویلیام" گذاشت. این کودک به تدریج پسری فعال، شوخ و شیطان شد، به مدرسه رفت و مقداری لاتین و یونانی فرا گرفت. ولی به علت کسادی شغل پدرش ناچار شد برای امرار معاش، مدرسه را ترک کند و شغلی برای خود برگزیند. برخی می‌گویند اول شاگرد قصاب شد و چون از دوران نوجوانی به قدری به ادبیات دلبستگی داشت که معاصرین او نقل کرده‌اند، در موقع کشتن گوساله خطابه می‌‌سرود و شعر می‌‌گفت.

در سال ۱۵۸۲ موقعی که هجده ساله بود، دلباخته دختری بیست و پنج ساله به نام "آن هثوی" از دهکده مجاور شد و با یکدیگر عروسی کردند و به زودی صاحب سه فرزند شدند. از آن زمان زندگی پر حادثه شکسپیر آغاز شد و به قدری تحت تأثیر هنرپیشگان و هنر نمایی آنان قرار گرفت که تنها به لندن رفت تا موفقیت بیشتری کسب کند و بعداً بتواند زندگی مرفه تری برای خانواده خود فراهم نماید.
پس از ورود به لندن به سراغ تماشاخانه‌های مختلف رفت و در آنجا به حفاظت اسبهای مشتریان مشغول شد ولی کم کم به درون تماشاخانه راه یافت و به تصحیح نمایشنامه‌های ناتمام پرداخت و کمی بعد روی صحنه تئاتر آمد و نقشهایی را ایفا کرد. بعدا وظایف دیگر پشت صحنه را به عهده گرفت. این تجارب گرانبها برای او بسیار مورد استفاده واقع شد و چنان با مهارت کارهایش را پیگیری کرد که حسادت هم قطاران را برانگیخت.
در آن دوره هنرپیشگی و نمایشنامه‌نویسی حرفه‌ای محترم و محبوب تلقی نمی‌شد و طبقه متوسط که تحت تأثیر تلقینات مذهبی قرار داشتند، آن را مخالف شئون خویش می‌‌دانستند. تنها طبقه اعیان و طبقات فقیر بودند که به نمایش و تماشاخانه علاقه نشان می‌‌دادند.
در آن زمان بود که شکسپیر قطعات منظومی سرود که باعث شهرت او شد و در سال ۱۵۹۴ دو نمایش کمدی در حضور ملکه الیزابت اول در قصر گوینویچ بازی کرد و در ۱۵۹۷ اولین کمدی خود را به نام "تقلای بی فایده عشق" در حضور ملکه نمایش داد و از آن به بعد نمایشنامه‌های او مرتباً تحت حمایت ملکه به صحنه تئاتر می‌‌آمد.
الیزابت در سال ۱۶۰۳ زندگی را بدرود گفت، ولی تغییر خاندان سلطنتی باعث تغییر رویه‌ای نسبت به شکسپیر نشد. جیمز اول به شکسپیر و بازیگرانش اجازه رسمی برای نمایش اعطا کرد. نمایشنامه‌های او در تماشاخانه "گلوب" که در ساحل جنوبی رود تیمز قرار داشت، بازی می‌‌شد. بهترین نمایشنامه‌های شکسپیر درهمین تماشاخانه گلوب به اجرا درآمد. هرشب شمار زیادی از زنان و مردان آن روزگار به این تماشاخانه می‌‌آمدند تا شاهد اجرای آثار شکسپیر توسط گروه پر آوازه "لرد چیمبرلین" باشند. اهتزاز پرچمی بر بام این تماشاخانه نشان آن بود که تا لحظاتی دیگر اجرای نمایش آغاز خواهد شد. در تمام این سالها خود شکسپیر با تلاشی خستگی ناپذیر - چه در مقام نویسنده و چه به عنوان بازیگر- کار می‌‌کرد. این گروه، علاوه بر آثار شکسپیر، نمایشنامه‌هایی از سایر نویسندگان و از جمله آثار "کریستوفر مارلو" ی گمشده و نویسنده نو پای دیگر به نام "جن جانسن" را نیز به اجرا در می‌‌آورند، اما احتمالاً آثار استاد "ویلیام شکسپیر" بود که بیشترین تعداد تماشاگران را به آن تماشاخانه می‌‌کشید.
این تماشاخانه به صورت مربع مستطیل دو طبقه‌ای ساخته شده بود، که مسقف بود ولی خود صحنه از اطراف دیواری نداشت و تقریباً در وسط به صورت سکویی ساخته شده بود و به ساختمان دو طبقه‌ای منتهی می‌‌گشت که از قسمت فوقانی آن اغلب به جای ایوان استفاده می‌‌شد.
شکسپیر بزودی موفقیت مادی و معنوی به دست آورد و سرانجام در مالکیت تماشاخانه سهیم شد. این تماشاخانه در سال ۱۶۱۳ در ضمن بازی نمایشنامه "هانری هشتم" سوخت و سال بعد بار دیگر افتتاح شد، که آن زمان دیگر شکسپیر حضور نداشت، چون با ثروت سرشار خود به شهر خویش برگشته بود. احتمالاً شکسپیر در سال ۱۶۱۰ یعنی در ۴۶ سالگی دست از کار کشید و به استرتفرد بازگشت، تا درآنجا از هیاهوی زندگی در شهر لندن دور باشد. چرا که حالا دیگر کم و بیش آنچه را که در همه آن سالها در جستجویش بود به دست آورده بود. نمایش نامه‌هایی که در این دوره از زندگیش نوشته " زمستان" و " توفان" هستند که اولین بار در سال ۱۶۱۱ به اجرا در آمدند. در آوریل سال ۱۶۱۶ شکسپیر چشم از جهان بست و گنجینه بی نظیر ادبی خود را برای هموطنان خود و تمام مردم دنیا بجا گذاشت. آرمگاه او در کلیسای شهر استرتفورد قرار دارد و خانه مسکونی او با وضع اولیه خود همیشه زیارتگاه علاقمندان به ادبیات بوده و هر سال در آن شهر جشنی به یاد این مرد بزرگ برپا می‌گردد.

مجموعه آثار:

با توجه به تعداد نمایشنامه‌هایی که هر ساله از شکسپیر به صحنه می‌آمد، می‌توان این طور نتیجه گرفت که او آنها را بسیار سریع می‌نوشته‌است. مثلاً گفته شده او فقط دو هفته وقت صرف نوشتن نمایشنامه "زنان سر خوش وینزر" (که در سال ۱۶۰۱ اجرا شد) کرده است. البته این بسیار هیجان آور است که شکسپیر را در حالتی شبیه به آنچه در این نقاشی می‌بینیم، در ذهن مجسم می‌کنیم، که تنها با تخیلات و الهامات خود در یک اتاق زیر شیروانی کوچک نشسته است و با شتاب چیز می‌نویسد، اما واقعیت غیر از این بود. آن طور که گفته می‌شود شکسپیر بیشتر نمایشنامه هایش را دراتاق کوچکی در انتهای ساختمان تماشاخانه می‌نوشته است. به احتمال زیاد شکل فشرده‌ای از نمایشنامه را از طرح داستان گرفته تا شخصیتها و سایر عناصر نمایشی، با شتاب به روی کاغذ می‌‌آورده... بعد آن را کمی می‌پرورانده و در پایان، زمانی که بازیگرها خود را با نقشهای نمایشی انطباق می‌‌دادند، شکل نهایی آن را تنظیم می‌کرده است. طرحهای شکسپیر اغلب چیز تازه‌ای نیستند. در حقیقت او این قصه را از خود خلق نمی‌کرده، بلکه آنها را از منابع مختلفی مثل تاریخ، افسانه‌های قدیمی و غیره بر می‌گرفته است. یکی از منابع آثار شکسپیر کتابی بوده به نام "شرح وقایع انگلستان، اسکاتلند و ایرلند" اثر "هالینشد" شکسپیر قصه‌های بسیاری از نمایشنامه خود را از جمله: "هانری پنجم"، "ریچارد سوم" و "لیر شاه" را از همین کتاب گرفت.

ازدیگر آثاری که از نمایشنامه‌های شکسپیر به جا مانده است می‌توان به: هملت، شب دوازدهم، اتلو، هانری چهارم، هانری پنجم، هانری ششم، تاجر ونیزی، ریچارد دوم، آنطور که تو بخواهی، رُمئو و ژولیت، مکبث، توفان، تلاش بی ثمر عشق ... اشاره کرد.
نمایشنامه رُمئو و ژولیت در پنج پرده و بیست و سه صحنه تنظیم شده و، اگر نمایشنامه تیتوس اندرونیکوس را به حساب نیاوریم، اولین نمایشنامه غم انگیز شکسپیر محسوب می‌شود. تاریخ قطعی تحریر آن معلوم نیست و بین سالهای ۱۵۹۱ و ۱۵۹۵ نوشته شده، ولی سبک تحریر و نوع مطالب و قراین دیگر نشان می‌‌دهد، که قاعدتاً بایستی مربوط به سال ۱۵۹۵ باشد.

هاملت
بزرگ‌ترین نمایشنامه تمامی اعصار است. هملت بر تارک ادبیات نمایشی جهان خوش می‌درخشد. دارای نقاط اوج، جلوه‌ها و لحظات بسیار کمیک است. می‌توان بارها و بارها سطری از آن را خواند و هر بار به کشفی تازه نایل شد. می‌توان تا دنیا، دنیاست آن را به روی صحنه آورد و باز به عمق اسرار آن نرسید. انسان خود را در آن گم می‌کند، گاه به بن بست می‌رسد، گاه لحظاتی سرشار از خوشی و لذت می‌آفریند و گاه انسان را به اعماق نومیدی می‌کشاند. بازی در این نقش، انسان را با تمام ذهن و روحش درگیر خود می‌کند و او را در خود فرو می‌برد.
+نوشته شده در دوشنبه 14 دی1388ساعت9:17 بعد از ظهرتوسط ALBALOO |
اس ام اس عاشقانه و جملات عاشقانه

مسافری آمد و رفت و سایه اش نه بر جاده ، که بر دل ماند .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

باور نمی کنم که ناگهان به سادگی آب ، از ساحل سلام دل بر کنم تا لحظه لحظه در دل دریای دور ، امواج بیکران دقایق را پارو زنم .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست ، لحظه های دیدار با همه ی زیبایی گاه پر از دلتنگیست که مبادا دیدار شیرین امروز ، خبر تلخ فردا باشد .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

نه گندم و نه سیب ، آدم فریب نام تو را خورد .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگویم ، هزاران جلد کتاب می شود ولی آنچه در دل دارم یک جمله بیش نیست : دوستت دارم !

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد ، در کنارت ژرفای آرامش را احساس می کنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

زندگی کوتاه است ، قوانین را زیر پا بگذار ، به سرعت ببخش ، با صداقت عاشق شو و با حرارت ببوس ، همیشه بخند ، هیچ وقت لبخند را از لبهایت دریغ نکن ، مهم نیست زندگی چقدر عجیب است ، زندگی همیشه آنطور که ما فکر می کنیم پیش نمی رود ، اما تا زمانی که هستیم ، باید بخندیم و سپاسگذار باشیم .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

صد بار قسم خوردم که نام تو را بر زبان نیاورم ، ولی افسوس قسم هم نام تو بود .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

زمانی که مرا ندانسته به دنیا آوردند ، پیوسته می گفتند دوست بدار و حالا که دوست دارم می گویند فراموش کن !

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

در مرام ما هرگز نیست ترک دوست ، چون که با او عهد بستیم جان ما همراه اوست .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

کاش معشوقه ز عاشق طلب جان می کرد ، تا که هر بی سر و پایی نشود یار کسی .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

نترسم که با دیگری خو کنی ، تو با من چه کردی که با او کنی ؟

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو ، پای هر گل منشین آنقدر که خار شوی .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

دلتنگم آنچنان که اگر ببینمت بکام ، خواهم که جاودانه بنالم به دامنت ، خواهم که جاودانه بمانی کنار من ، ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

تو آسمان آبی آرام روشنی ، من چون کبوتری که پرم در هوای تو ، یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم ، با اشک شرم خویش بریزم به پای تو .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

خواهم که ببوسمت ای نوشخند صبح ، خواهم که بنوشمت ای چشمه ی شراب ، بیمار خنده های تو ام بیشتر بخند ، خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

ساز گلهای دلم آهنگ توست ، حس نکردی یک نفر دلتنگ توست ؟

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

مشکلات خود را با مداد بنویس و پاک کن را در اختیار خدا بگذار .

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

به هنگام ناراحتی بهتر است هیچ نگویی . (ویلیام شکسپیر)

~*~*~*~*~*~*~ اس ام اس عاشقانه جدید~*~*~*~*~*~*~

ای دوست پای هر گلی خار مشو ، با هرکه دم از عشق می زند یار مشو

+نوشته شده در شنبه 12 دی1388ساعت2:26 بعد از ظهرتوسط ALBALOO |
یه مطلب یکم طولانی ولی ..... سبز

سلام

راستش نمی خواستم پست جدید بذارم

ولی برخی اظهار نظرها باعث شد تا برای جلوگیری از

تشویش اذهان عمومی

و روشن شدن گوشه ای از واقعیتها پاره ای مسائل رو توضیح بدم

...

عده ای از دوستان سبز لطف کردن و با ارسال ایمیل و گذاشتن نظر

بنده ی حقیر رو مورد تفقد قرار دادند...

ولی من آخرش هم نفهمیدم که (جیره خوار حکومت)

فحش حساب میشه یا نه؟!

البته اگه منظورشون این باشه که من شغل دولتی دارم

باید بگم که نخیر

من شغل آزاد دارم

بگذریم

...

داشتم میگفتم

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

یکی از اساسی ترین موارد در ضمینه ی

کسب اقبال عمومی و نیل به اهداف و آرمان ها

نزد جریانات و گروه های سیاسی

پشتوانه ی فکری و ایدئولوژیک اونهاست

یعنی اینکه یه مکتب سیاسی

علاوه بر حمایت های مالی و دارا بودن نفوذ بین خواص یک جامعه

باید صاحب یک طرز فکر مشخص و یک آرمان اعلام شده باشه

و هدف خودش از کار سیاسی رو بیان کنه

در غیر اینصورت توسط جامعه طرد میشه

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

برای شناخت هر گروه و حرکت سیاسی هم باید

با پشتوانه ی فکری اونا آشنا شد

که میشه اینا رو از شعار های اعلامی و اعمال اونها در جامعه تشخیص داد

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

اما در جریان موسوم به جنبش سبز

اگه خوب دقت کنیم

می بینیم که نوعی تغییر و تحول در شعار ها و اعمال دیده میشه

کار اونها از اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شروع شد

و حالا خواستار تغییر حکومت هستند

و دچار نوعی بی ثباتی شده اند

و اگه بهتر دقت کنیم می بینیم که شعار های اونا از اول

بر ضد دین و شریعت شیعه و مظاهر اون طراحی شده

و به بیان ساده تر باید گفت که

این گروه نه تنها با رژیم حاکم در ایران مشکل دارن

بلکه این جریان با هرگونه حکومت که به این شکل باشه مخالفت میکنه

آنچه که در روز عاشورا شاهد آن بودیم

هدف قرار گرفتن بنیان و شاکله ی اصلی حکومت

به عنوان بارزترین مظهر و نماد حکومت دینی

و مذهب شیعه بود

شاهد این ادعا هم شعار هایی بود که مطرح می شد

و به اصل ولایت فقیه مرگ بر می گفتند

لازم به توضیحه که اصل ولایت فقیه در ناموس شیعه

اعتقاد و التزام به وجود مبارک حضرت قائم (عج) و ظهور ایشان بنا نهاده شده

 و مخالفت با اون یعنی مخالفت با امام زمان و نفی آن يعني نفي

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

موضوع دیگر این که میگفتند

حسین حسین شعارشون ... و افتخارشون

خوب

واضحه که این هم یعنی این گروه سیاسی بر خلاف ادعاهای اولیه

نه تنها اعتقاد و احترامی برای امام حسین قائل نیستند

بلکه رسما با اون مقابله میکنند

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

موضوع دیگر طرح جمهوری ایرانی در مقابل جمهوریه اسلامیه

سی و اندی سال پیش وقتی امام خمینی

موضوع جمهوری اسلامی و حکومت مبتنی بر

مردم سالاری دینی رو مطرح کردند

تمامی زوایای اون رو به طور کامل بیان و از آرمان جدیدی سخن گفتند

اما این عزیزان در حالی بحث جمهوری ایرانی رو مطرح میکنن

که نه تنها هیچ گونه مبنای فکری برای اون ارائه نمی کنند

بلکه با بمباران خبری مخاطب عام

جعل خبر ، دروغ پراکنی و عكس هاي دروغ

سر دادن

شعار های تاریخ مصرف گذشته

هر چه بیشتر اون رو در حاله ای از ابهام قرار میدن

تا بعدا بتونن ازش سو استفاده کنند

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

از اینها گذشته موضوعات بسیار گسترده تر و مهمتری

برای بحث پیرامون جنبش به ظاهر سبز وجود داره

و اصیل بودن اون رو زیر سوال میبره

حالا بگذریم از خشونت هدفمند و مظلوم نمایی ناشیانه

و حمایت های آشکار خارجی ها ازشون

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

چیزی که وجود داره و آزار دهنده شده اینه که

عده ای اونا رو طرفدار دموکراسی تلقی میکنن

 صد البته این به تعریف هر فردی از دموکراسی بر می گرده

و فکر کنم منظور این دوستان از دموکراسی

همون چیزیه که در عراق و افغانستان و

گرجستان و گوانتانامو شاهد اون بودیم و بنده حق رو به این دوستان میدم

که با چنین تعریفی از دموکراسی جنبش بر انداز رو دموکرات بدونن

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

گذشته از این مطالب دارم کم کم به این نتیجه می رسم که

آنچه شاهد اون هستیم

نتیجه ی تلاشهای چندین ساله ی برخی آقایون جهت بر اندازیه رژیمه

که الان به نوعی ادعای رهبریه گروه های ضد دولتی رو بر عهده دارن:

دائم از فساد و افراط و تفریط در رژیم حرف می زنن

و از اون به عنوان اصلی ترین ابزار

برای همراه کردن مردم با خودشون استفاده می کنند

ولی یادمون نره که تا چند سال پیش

همین آقایون خودشون جزو افراطی ترین چهره های حکومت بودند

و در زمان زمامداری همین ها

شاهد افراطی ترین رفتار ها از جانب رژیم بودیم

نمی دونم اینا مردم رو چی حساب کردن

ولی واضحه که با این کار ها

با دست خودشون

گور خودشون رو می کنن

ببخشید که طولانی شد

والسلام

 

+نوشته شده در پنجشنبه 10 دی1388ساعت7:41 بعد از ظهرتوسط ALBALOO |
زیباترین و دیدنی ترین مناظر
 

 

 

 

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 9 دی1388ساعت3:36 بعد از ظهرتوسط ALBALOO |
زاری

 قلم داره زاری می کنه

گریشو منظم جاری می کنه

 

آه یه بادُ  یه  سوزه

 

قلبم داره می سوزه

 

شب قدرمونو گرفتن

 

 دیگه قدرشو نمی دونن

 

راه  به  جایی    نبرن

 

مگر که مارو با خود ببرن

+نوشته شده در یکشنبه 6 دی1388ساعت10:21 قبل از ظهرتوسط ALBALOO |
مهاجرت نخبگان ايرانى شتاب مى‌گيرد بحران کمبود نيروى کار متخصص در دهه آينده

ليلا سعادتي- اغراق نيست اگر بگوييم طى سال‌هاى اخير در ميان خانواده‌ها ودر اطرافيانمان، بحث مهاجرت و رفتن از ايران به يکى از اهداف و برنامه هاى نسل جوان تبديل شده است. در کمتر جمعى مى‌توان ديد که مهاجرت از ايران به يک هدف تبديل نشده باشد بويژه نسل تحصيلکرده و جوان که در پى پيدا کردن راهى براى آن هستند.در حالى مهاجرت کردن روز به روز پر رنگ مى‌شود که انتخابات دهم رياست جمهورى و حوادث بعد از آن بر اين روند شتاب داد اما در واقع مهاجرت قانونى و فرار غير قانونى در دوران بعد از انقلاب جدى شد و رشد چشمگيرى يافت در آن زمان عموما مهاجران را سرمايه‌دارانى تشکيل مى‌دادند که با رفتن خود از ايران، سرمايه‌هايشان را نيز با خود مى‌بردند، بعد از اتمام جنگ، عده‌اى از مهاجران به کشور برگشتند اما همچنان تعداد بسيارى از ايرانيان در آمريکا و اروپا زندگى مى‌کنند. اما در دهه اخيرمهاجرت رنگ ديگرى به خود گرفته است؛حالا ديگر فقط آمريکا يا کشورهاى اروپايى مقصد مهاجرت نيست بلکه هند و مالزى نيز به مقاصدى براى تحصيل و اقامت تبديل شده است. با وجود چنين رخدادي، مهاجرت نخبگان و تحصيلکرده‌هاى کشور به يک معضل ملى تبديل شده تا آنجا که مقام نخست را در زمينه مهاجرت نخبگان، نصيب ايران کرده است
ادامه مطلب
+نوشته شده در جمعه 4 دی1388ساعت1:22 بعد از ظهرتوسط ALBALOO |
نماد نحس صهیونیستی بر فراز کلام اباعبدالله (ع) در سایت مثلا سبز
این یکی را چگونه توجیه می‌کنید؛
نماد نحس صهیونیستی بر فراز کلام اباعبدالله (ع) در سایت مثلا سبز
بر این اساس، به نظر می‌رسد، طراحی چنین نمادی که قطعا آگاهانه انجام پذیرفته، نشان دهنده چیزی نیست جز همان که همه گفتند مراقب نفوذ دشمن باشید، ولی گوش شنوایی آن را نشنید و برای همین، ما به عنوان یک رسانه خود را موظف می‌دانیم که چنین انحراف عمیقی را گوشزد و یادآوری کنیم که التقاطی اینچنین، قطعا آینده خوبی را برای این جریان نوید نخواهد داد.

علامت تک چشم شیطان در طراحی پوستر محرم در سایتی که اخبار مربوط به معترضین را منتشر و پیگیری می‌کند، بیش از پیش دغدغه‌های مردم متدین و انقلابی را دو چندان کرده است.

به گزارش «تابناک» در این سایت پوستری برای محرم طراحی شده که در بالای آن و بر سر کلام امام حسین (ع)، نماد تک چشم دجال در داخل هرم قرار داده شده است.

این نماد بسیار مشهور، نماد دجال ـ ضد مسیح(ع) ـ و لوسیفر در فراماسونری و شیطان پرستی است و در مجموع این نماد به عنوان نماد شر و شیطان در جهان شناخته شده است و به نظر می‌رسد که قرار گرفتن این نماد شیطانی بر پیشانی پوستر محرم و بر بالای کلام مولا حسین(ع) به هیچ وجه تصادفی نیست و نمی توان به راحتی از این مسأله گذشت.

بر این اساس، در روزهای پس از انتخابات و با توجه به مسائلی که پیش آمد بارها و بارها از سوی دلسوزان، به سران و بدنه معترض به جریان انتخابات توصیه شد که مواظب رخنه دشمنان سیاسی و اعتقادی این ملت در میان صفوف خود باشند و حرکت خود را محملی برای سوءاستفاده آنها در راستای تخریب اعتقادات دینی، انقلاب و نظام قرار ندهند و با مواظبت از رفتار، گفتار و موضعگیری‌های خود، خط خود را از دشمنان این دین و مملکت جدا کنند تا خدای ناکرده اصل و ریشه انقلابی و اسلامیشان مورد خدشه قرار نگیرد.

بنا بر این گزارش، متأسفانه تاکنون این دلسوزی‌ها که هدفی جز حفظ نیروهای مدعی اعتقاد به اصل و اساس حرکت انقلابی ملت شریف ایران، در داخل مجموعه معتقدین به نظام و همچنین حفظ آرامش جامعه نداشته، آنچنان که شایسته است مورد توجه قرار نگرفته و افراطی های دو طرف مسیر دیگری را پیمودند.

بر این اساس، به نظر می‌رسد طراحی چنین نمادی که قطعا آگاهانه انجام پذیرفته، نشان دهنده چیزی نیست جز همان که، همه گفتند مراقب نفوذ دشمن باشید ولی گوش شنوایی آن را نشنید و لذا ما به عنوان یک رسانه خود را موظف می‌دانیم که چنین انحراف عمیقی را که در آینده نیز ممکن است به شکل و سیاقی دیگر تکرار شود، گوشزد کنیم و یادآوری کنیم که التقاطی این چنین، قطعا آینده خوبی را برای این جریان نوید نخواهد داد.

گفتنی است که جریان‌های فراماسونری وابسته به محافل صهیونیستی در جهان از هر وسیله ای برای اشاعه این نماد و شرطی کردن مخاطب در دیدن این نماد، سوءاستفاده می‌کنند و عجبا از اینکه این بار آن را بر فراز بیرق پرچمدار مبارزه با همین جریان باطل و شیطانی می‌بینیم.

امید است، رهروان راه سرخ حسین(ع) از این مسأله تبری جسته و خط خود را از این جریان شیطانی که هیچ خیر و منفعتی برای ما ندارد، جدا کنند. 

لازم به ذکر است یادآور شود که از روزهای پس از انتخابات متاسفانه سایت های اینترنتی بسیاری ظهور و بروز یافتند که نه تنها نام و نشان و مبانی اعتقادی آنها مشخص نیست بلکه تلاش دارند با طرح مسائل التقاطی، رادیکال کردن فضا و قبح شکنی بسیاری از مبانی ارزشی و فرهنگی جامعه، جریانات درگیر را از عقلانیت دور کرده و ماهی خود را از آبی که گل آلود کرده اند بگیرند.

منبع: سايت تابناك http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=78528
+نوشته شده در پنجشنبه 3 دی1388ساعت2:18 بعد از ظهرتوسط ALBALOO |